ایران: فرصتها و چالشهای جهانی شدن
هادی
زمانی
جولای
2004
فرایند
جهانی سازی علیرغم
نگرش های
متداول،
پروسه ای بدون
مختصات جغرافیایی،
فرهنگی و سیاسی
نیست. برعکس،
این فرایند
دارای چهره و
مشخصه جغرافیایی
مشهودی است که
دائم در حال
تغییر میباشد.
همچنین این
پروسه از بستر
فرهنگی و سیاسی
مشخصی
برخاسته،
حامل کدهای
ژنتیک این
بستر فرهنگی-
سیاسی است و سیر
تکاملی خود را
در این بسترطی
میکند. ریشه
های عمیق و
تناور شرکتهای
فراملی در زمین
سیاسی و فرهنگی
کشوری است که
از آن برخاسته
اند. مرکز
فرماندهی و
مراکز حساس این
شرکتها،
مانند مراکز
تحقیق و توسعه
تکنولوژی
غالبا در کشور
مادر
قرارداشته و
بخشی از قدرت
اقتصادی و سیاسی
آن میباشند.
تاکید
بر هویت جغرافیایی،
سیاسی و فرهنگی
روند جهانی
شدن به معنای
جزمی کردن این
پروسه نیست.
جهانی شدن
روندی یک سویه
نیست که تنها
از کانون جهانی
به سوی دامنه
جاری باشد.
برعکس جهانی
سازی روندی دو
سویه است که
درعین شکل
دادن جوامع
محلی از آنها
نیز تاثیر میپذ
یرد. جوامع
مختلف نه تنها
میتوانند
روند جهانی
شدن را از مسیرهای
متفاوت با ویژ
گی ها و پیآمدهای
متفاوت طی و
تجربه کنند
بلکه میتوانند
برماهیت و
سرنوشت نهایی
جهان گلوبال نیز
تاثیر
بگذارند.
اما
بر یک پدیده
هنگامی میتوان
بیشترین تاثیر
را گذاشت که
آنرا شناخت.
لذا، دریافت
و شناخت هویت
جغرافیایی، سیاسی
و فرهنگی مکانیزم
جهانی شدن برای
کنترل و مدیریت
این پروسه و
تهیه یک
استراتژی
موثر جهت
بهره برداری
مناسب از آن
به ویژه برای
کشورهای
درحال رشد
ضروری و کلیدی
است.
بر
اساس آمار
موجود، 84 در صد
کل تولیدات
صنعتی جهان
توسط 15 کشور
تولید میشود
که از این
مقدار نزدیک
به %57 متعلق به
سه کشور آمریکا
(%25) ژاپن (%20) و
آلمان (%12) میباشد.
در عرصه تجارت
بین المللی
وضعیتی مشابه
وجود دارد.
نزدیک به %80 کل
صادرات جهان
توسط آمریکا،
اتحادیه
اروپا و آسیای
شرقی و جنوب
شرقی انجام میگیرد
(نمودار 4.1 را
ملاحظه کنید)
که حجم عمده
آن به کشورهای
درون سه منطقه
صادر میشود.
در مجموع نزدیک
به %70 واردات
جهان به این
سه منطقه
اختصاص دارد.
حجم عمده
مبادلات اتحادیه
اروپا با
کشورهای درون
اتحادیه و آمریکا
است. به همین
ترتیب، حجم
عمده مبادلات
آسیای شرقی و
جنوب شرقی با
اروپا، آمریکا
و کشورهای آسیای
شرقی و جنوب
شرقی به ویژه
ژاپن است.
از
منظر سرمایه
گذاری مستقیم
خارجی شدت
تمرکز جغرافیایی
به مراتب
متراکم تر
است. %21 کل سرمایه
گذاری مستقیم
خارجی جهان
توسط آمریکا
انجام میگیرد.
سهم اتحادیه
اروپا نزدیک
به %52 میباشد که
حجم عمده آن
در درون خود
اتحادیه
اروپا انجام میگیرد.
سهم بریتانیا
برابر %15 است که
به لحاظ سرمایه
گذاری مستقیم
خارجی این
کشور را در
مقام دوم
جهان قرار میدهد.
سهم کل آسیای
شرقی و جنوب
شرقی برابر %16
است که نزدیک
به %80 آن به دو
کشور ژاپن و
هنگ کنگ تعلق
دارد. رشد
کشورهای آسیای
شرقی و جنوب
شرقی یک پدیده
معاصر است که
بخش قابل
ملاحظه آن طی 3
دهه اخیر در پیوند
نزدیک با
اقتصاد جهانی
انجام گرفته
است.
بالاخره
تولید و
انباشت دانش و
اختراعات که
محور تحولات
فنآوری و
اقتصاد مدرن
جهانی میباشد
دارای بیشترین
تمرکز جغرافیایی
است. کانون این
پدیده عمدتا
در چند شهر
آمریکا،
اروپا و سه -
چهار شهر آسیای
شرقی قرار
دارد (نمودار4.1
را ملاحظه کنید).
طبق آمار
سازمان ملل %97
تمام
اختراعاتی که
در جهان به
ثبت رسیده
مربوط به
کشورهای
توسعه یافته
صنعتی است که
بخش عمده آن
متعلق به آمریکا
است.
در
مجموع فضای
اقتصاد جهان
توسط آمریکا و
چند کشور
اروپای غربی و
آسیای شرقی و
جنوب شرقی تعیین
میگردد. گردش
و رشد اقتصاد
سایر کشورهای
جهان شدیدا
تحت تاثیر
مکانیزم حرکت
و نیروی جاذبه
این سه منطقه
میباشد. به این
ترتیب جهانی
شدن دارای یک
هویت جغرافیایی،
سیاسی و فرهنگی
بسیار قوی و
پر دوام است
که پروسه جهانی
شدن در بطن آن
انجام میگیرد
و از ویژگی ها
و پیآمدهای آن
شدیدا تاثیر
میپذیرد. دریافت
این امر برای
شناخت عملکرد
و چگونگی
پروسه جهانی
شدن دارای اهمیتی
کلیدی است. در
چنین فضایی
تدوین
استراتژی و
برنامه توسعه
اقتصادی
مناسب برای
کشورهای در
حال رشد
مستلزم دریافت
و شناخت این
هویت است.
برنامه ای که
براساس تضاد
بنیادین با جو
اقتصاد جهانی
و مکانیزم
حرکت آن تدوین
شده باشد به
احتمال قوی پایدار
و موفق نخواهد
بود.
|
|||||||
|
|
|||||||
|
رشد سریع آسیای
شرقی از دهه 70
آغاز شد
|
|
||||||
|
کانون
های تولید
دانش: ·
US: Southern California, Boston, Austin, Seattle, Boulder, Raleigh-Durham, NC ·
EU: M4 Corridor London, Munich, Stuttgart, Paris-Sud, Grenoble,
Montpellier, Nice, Milan ·
Asia: Tokyo, seol-Inchon, Taipie-Hsinchu, Singapore ·
%97
اختراعات در
کشورهای
توسعه یافته
ثبت شده است
که حجم عمده
آن در آمریکا
میباشد.
|
|||||||